ميرزا حسن حسينى فسايى
756
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
به افغانستان از دار الخلافه عود به خراسان نمود و امراض مختلفه بر مزاج شريفش مستولى گشته ، روز دهم ماه جمادى دويم « 1 » در ارگ شهر مشهد مقدس وفات نموده ، طاير روحش به اعلى درجات روضهء جنان پرواز نمود « 2 » و جنازهء نامى او را در آستانهء رضيه رضويه على صاحبها الف ثناء و تحيه مدفون ساختند « 3 » ، ولادت باسعادتش در سال 1203 ، وفاتش در سال 1249 بود و ميرزا فضل اللّه خاورى شيرازى نگاشته است : اين خبر وحشتاثر را دو نفر از شاهزادگان كهتر به عرض صاحبقران عدالت اركان رسانيدند و آنچه را بر فريدون عجم از كشته شدن ايرج و شاه - گشتاسپ را از مردن اسفنديار بر سر آمد ، عايد اين شاهنشاه جم جاه گرديد و فرمان ايالت آذربايجان و خراسان به نام نامى وليعهد ثانى محمد ميرزا خلف الصدق حضرت وليعهد اول نايب السلطنه عباس ميرزا ، شرف صدور يافت « 4 » و ميرزاى معزى اليه ، اين قطعه را در تاريخ وفات آن نايب شاهنشاه فرموده است : اى دريغ از كينهء اين چرخ كينپرور كه هست * با بد و نيك جهانش عادت كينپرورى آورد از بهر بردن ، پرورد از بهر مرگ * هان مپندار اى پسر كار جهان را سرسرى غم دهد اهل جهان را ، جان ستاند در عوض * عالمى او را در اين بازار باشد مشترى نايب سلطان اعظم حضرت عباس شاه * آنكه در رسم جلالش سيرت پيغمبرى صارم اعدا شكار او به روم و روس كرد * آنچه اندر خيبر و صفين حسام حيدرى در خراسان تيغ او كرد آنچه كرد افراسياب * كردى ار بودى ز جان افراسيابش چاكرى بهمنى رفت از ميان ، اسفنديارى از جهان * اى دريغ آن يال و كوپال و شكوه سرورى جاى او را داد شاهنشه بهپور راد وى * زانكه بر نوباوگان خويش ديدش برترى اين وليعهد دوم را پادشاهى درخور است * هان دلا اين داستان را خود حكايت نشمرى الغرض زد خاورى از بهر تاريخش رقم * « شد وليعهد زمين عباس شاه از جان برى » : [ 1249 ] در اواسط فصل زمستان اين سنه [ 1249 ] : نواب حسين على ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس ، در انديشه قلع و قمع خوانين قشقائى كه در باطن دست توسلى به دامن حضرت وليعهد ثانى داشتند افتاد ، آقا بابا خان مازندرانى سردار را با صد نفر سوار ملازم شيرازى و نورى ، مأمور
--> ( 1 ) . برابر با 25 اكتبر 1833 . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 61 - شرح احوال مفصل او را در روضة الصفا ص 61 تا 67 بخوانيد . ( 2 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 127 : ( به مرض نوبه و ذات الجنب و ذات الصدر ) . و ر ك : همان كتاب ، ج 2 ، ص 134 كه تاريخ فوت او را ( پنجشنبه 19 جمادى الآخره سال 1250 ) مىداند . اما در حقايق الاخبار ناصرى ، ص 22 : ( تاريخ پنجشنبه 10 جمادى الآخره 1249 ) آمده است كه مانند فارسنامه است . ( 3 ) . تفصيل مرگ و اخفاء خبر آن و ماجراهاى متعاقب آن را در ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 134 تا 200 ، بخوانيد . ( 4 ) . ناسخ التواريخ مىنويسد كه فتح على شاه 260 پسر و دختر بيواسطه داشت كه 159 تن از ايشان در زمان حيات پدر بمردند و 101 تن پس از مرگ او زنده بودند كه از آن جمله 57 پسر و 46 دختر بودند كه از آن ميان هيچيك به پادشاهى نرسيدند و جانشين شاه يكى از 588 نفر پسرزادگان او يعنى محمد شاه پسر عباس ميرزا بود كه البته عباس ميرزا نيز 48 فرزند داشت كه از آن جمله 26 تن پسر و 22 تن دختر بودند ( ج 2 ، ص 140 و 141 ) . ناگفته نگذريم كه فتح على شاه به گفته ناسخ التواريخ حدود 1000 همسر داشت ( ج 2 ، ص 161 ) ، كه ناسخ التواريخ از 158 تن آنها نام مىبرد .